تبعات برخی دلسوزی های بی مورد
تجربیات جهانی در زمینه فقرزدایی و محرومیت زدایی، حاکی از آن است که پرداخت های نقدی بلاعوض و یا برخی کمک های نقدی و جنسی مستمر سبب بدعادت شدن اقشار آسیب پذیر و تشدید وابستگی ایشان به مستمری پرداختی توسط نهادهای حمایتی (نظیر کمیته امداد و سازمان بهزیستی) و یا وابستگی به کمک های بیرونی (موسسات خیریه) میشود.
علاوه بر پرداخت یارانه حامل های انرژی (که البته بدلیل کاهش ارزش پول ملی، مبلغ آن در حال حاضر، چندان قابل توجه نیست) اخیرا نهادهای مختلفی در عرصه محرومیت زدایی وارد شده و به بهانه های مختلف، کمک های نقدی و جنسی متعددی را به مردم و اقشار کم درآمد (بخصوص به روستائیان) ارایه می دهند که بیشتر، نقش مُسَکِّن و موقتی داشته و تاثیری در توان افزایی ایشان ندارد.
از آنجایی که دستگاه های مداخله گر در حوزه حمایت اجتماعی (شامل دستگاه های حاکمیتی، دولتی و غیردولتی و خیلی از موسسات نیکوکاری و خیریه و یا بخش مرتبط با بنگاه های بخش خصوصی در قالب مسئولیت اجتماعی) از کار همدیگر خبر ندارند، چه بسی، بخشی از اقشار مردم تحت پوشش چند نهاد و موسسه باشند و برعکس، بعضیها از قلم افتاده باشند و هیچ حمایتی را دریافت نکنند.
در گذشته، تلاش هایی جهت ایجاد پنجره واحد برای ایجاد هماهنگی هر چه بیشتر در زمینه ارایه خدمات حمایتی (بخصوص در بین دو نهاد اصلی کمیته امداد و سازمان بهزیستی) صورت پذیرفته است و انتظار میرود شورای عالی رفاه اجتماعی، نقش هماهنگی و همکاری موثرتر و کارآمدتر در بین دستگاه های ذیربط را ایفا نماید.
خوشبختانه اخیرا، نهادهای مختلفی در حوزه آموزش، ظرفیت سازی و توان افزایی ورود نموده اند و با استفاده از روشهای مشارکتی و مداخله توسط تسهیلگران خبره و دلسوز، سعی میکنند که در زمینه توانمندسازی روانشاختی و انگیزشی (تقویت روحیه خودباوری، اعتماد به نفس، خوداتکایی، عزت نفس، خلاقیت و نوآوری) بیشتر متمرکز شوند. هر چند این رویکرد جدید، تاثیرات مثبتی داشته است ولی در بعضی موارد، مردمی که به کمکهای بیرونی وابسته شده اند، تمایل چندانی جهت سوادآموزی، یادگیری و مهارت آموزی و راه اندازی کسبوکار خُرد و خانگی ندارند. شاید بدلیل تبعات منفی ناشی از آن کمکهای حمایتی بیرونی است که بعضی از اقشار ضعیف جامعه، راحت طلب شده اند و یا به آن زندگی ساده و محقر خویش عادت نموده و ظاهرا قانع هستند و انگیزه ای جهت کار و تلاش و اهتمام به تولید و در نتیجه بهبود وضعیت زندگی خود و خانواده خویش ندارند.
بنظر میرسد که تسهیلگران می بایست از طریق ارایه آموزش های مناسب در خصوص سبک زندگی، مهارت های زندگی، خلاقیت و نوآوری، ایشان را تشویق به مثبت اندیشی، امیدواری و کار و تلاش جهت بهبود شرائط زندگی خویش نمایند. همچنین تسهیلگران می توانند از طریق معرفی کتاب های مناسب (نظیر کتاب آئین زندگی از آقای دیل کارنگی)، پخش فیلم هایی از وضعیت زندگی مردم سایر نقاط که دارای شرائط مشابهی بوده اند ولی توانسته اند به تدریج از تله فقر خارج شوند و یا از طریق برگزاری بازدیدهای میدانی از سایر مناطق روستایی که وضعیت آبادتر و بهتری دارند، تاثیرات زیادی بر تغییر نگرش و اصلاح رفتار مردم محلی و نیز ایجاد انگیزه در بین ایشان داشته باشند.
اقدامات ذیل میتواند به تغییر نگرش و جلب مشارکت فعال جامعه محلی در فرآیند ظرفیت سازی، توان افزایی و تحقق توسعه محلی کمک کند:
- احیای مراسم آئینی و مذهبی و فرهنگی و هنری در سطح روستا که سبب حفظ ارزشهای فرهنگی و همچنین حفظ اصالت و هویت روستا میشود.
- ارایه خدمات آموزشی و تقویت سرمایه های انسانی، اجتماعی و مالی (از طریق پس اندازهای خُرد و قرض الحسنه) و تلاش در زمینه احیای جنگلها و مراتع (سرمایه طبیعی) و بهره برداری اصولی و پایدار از آنها.
- ایجاد تشکل های مناسب برای افزایش قدرت و توان جامعه محلی (نظیر تاسیس شرکت تعاونی فراگیر و یا شرکت تعاونی تامین نیاز مشاغل خانگی و یا شرکت تعاونی های تولیدی-توزیعی متعارف).
- تلاش در زمینه بدست آوردن موفقیتهای کوچک و امیدبخش نظیر راه اندازی کسبوکارهای بسیار ساده و خانگی که متناسب با نیاز همان جامعه محلی باشد و نیازی به اخذ مجوز و تامین سرمایه نداشته باشد (به قول معروف، سنگ بزرگ علامت نزدن است).
- تلاش در زمینه مهارت آموزی و شناسایی پتانسیل ها و ظرفیتهای محلی (مزیت های نسبی و رقابتی منطقه)
- تشویق جهت انجام کارهای گروهی و جمعی بخصوص در زمینه تکمیل زنجیره تامین و ارزش و توزیع.
- استفاده از ظرفیت روستاها و شهرهای همجوار و برقراری تعامل سازنده با آنها.
- شبکه سازی و برقراری تعامل و همکاری در بین گروههای خُرد محلی(هر گروه می بایست نقش مرکز رشد را ایفا نموده و بستر مناسبی برای همفکری و هم اندیشی و چاره جویی جهت بررسی و تحلیل اوضاع موجود و ارایه راه حل برای مسایل و مشکلات محلی را فراهم کند).
- استفاده از ظرفیت فارغ التحصیلان بیکار در سطح روستا در زمینه بازاریابی و عرضه محصولات تولیدی.
- اجتناب از خام فروشی محصولات کشاورزی و دامی و تلاش در زمینه فرآوری آنها و ایجاد ارزش افزوده
- تلاش در زمینه برندسازی و بهبود بسته بندی محصولات روستایی متناسب با نیاز سلایق مشتریان
- استفاده از ظرفیت گردشگری اجتماع محور جهت بهبود وضعیت اقتصادی – اجتماعی روستا
- و نظایر آن
سيد ابوالفضل ميرقاسمی
عضو شورای راهبری و کمیته علمی جشنواره روستایی شو (کانون تکرا)

